یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است

آب_زیرساخت_است_باید_مدنظر_قرار_گیرد.

#آب_زیرساخت_است_باید_مدنظر_قرار_گیرد_
#خرید_آب_ومدیریت_کارآمد_آب_حتما_و_فورا_باید_مدتها_قبل_دردستورکار_
قرار_گیرد
#متاسفانه_درمناظرات_کاندیداهای
_ریاست_جمهوری_هم_بهیچ_وجه_مطرح_نمیشوند!

مقاله ها

پرینت

وای بر زنانی که می‌دانند محل کسب شوهرانشان از کجا هست و سکوت می‌کنند !!

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . Posted in بدون مجموعه

Share this post

مریم نامداردر روزنامه جمهوری اسلامی سه شنبه مورخ 23 - آبان - 1395 صفحه 10 نوشت :

مریم نامدار

مریم نامداردر روزنامه جمهوری اسلامی سه شنبه مورخ 23 - آبان - 1395 صفحه 10 نوشت :

http://jomhourieslami.net/?newsid=113486 به نظر حقیر، مسئول مستقیم این فسادهای مالی، در بطن قضیه، زنان این مردان فاسد، هستند. چراکه اهمیت نشان دادن به نحوه درآمد و حلال بودندش برای زن یک خانواده، به مرد اجازه کشیدن شدن به چنین رذالت‌ها و رسوایی‌ها را نخواهد داد و مانع این جرائم خواهد شد.

وای بر زنانی که می‌دانند محل کسب شوهرانشان از کجا هست و سکوت می‌کنند و وای بر این زنانِ بی‌توجه و بی‌دین، که این حق الناس‌ها، برگردن آنهاست.

ادامه دارد ...

مجمدعل اثنی عشری - مریم نامدار توقف ممنوع! قسمت سوم

نوشته شده توسط مریم نامدار ON 15 آبان 1395. نوشته شده در توقف ممنوع!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی است که می خواستم در باب نقش زنان در پیشرفت و ترقی کشور به مواردی اشاره کنم و حال نیز که آقای اثنی عشری طی سلسله مقالاتی با عنوان «توقف ممنوع» به علل گوناگون، از جنبه های متفاوت درجهت توقف و عدم توقف می پردازند و توصیه ایشان، برآن شدم که به عنوان یک زن، به موارد کلیدی و اساسی نقش زنان در پیشرفت یا عدم پیشرفت، توقف و یا عدم توقف، در یک کشور بپردازم.

همگان می دانند که بیش از نیمی از افراد جامعه و حتی دنیا، زنان هستند. پس، همین یک دلیل، گواه بر این است که این نیروی عظیم در دنیا، می تواند چه نقش به سزایی در کلیه امور، ایفاء نماید.

زنان یک جامعه، ستون و پایه آن جامعه هستند. همان نقشی که زنان در محیط خانواده برعهده دارند که بسیار هم سنگین و مهم است، مهمترین آن، تربیت فرزندان صالح و گرم نگهداشتن کانون خانواده است که مسبب همبستگی بیشتر اعضاء خانواده نیز می باشد.

یک زن در خانواده، مسئولیت بسیار سنگین و خطیری را برعهده دارد که اگر در انجام وظایف خود کوتاهی کند و یا از آن سرباز زند، چنان لطمه ای به خانواده خواهد زد که اثر مستقیم آن به  جامعه منتقل خواهد شد. خلاف آن هم صادق است که اگر زنی در خانواده به نحو احسن و شایسته بر تعهدات اخلاقی، وجدانی، شرعی و عرفی خود عمل نماید، نه تنها خانواده ای به سامان خواهد داشت و افراد خانواده از رفتارهای بهنجاری در خانه و جامعه برخوردار هستند، بلکه تأثیر قابل توجه آن به وضوح در جامعه و کشور هم نمود خواهد کرد

به عنوان مثال، تربیت فرزند صالح، مؤدب، متدین و تحصیلکرده و تحویل آن به جامعه، خود به تنهایی گواه بر نقش آن مادر در چگونگی پیشرفت یک جامعه می باشد. وقتی زنان و مادران ما به همان اندازه که به تربیت و رشد و تعالی فرزندان خود اهمیت می دهند، به همان اندازه هم با تمام وجود همراه و همیار و مراقب شوهران خود باشند، چه ها که نمیشود. داستانی و یا شاید واقعیتی در شهر اصفهان ورد زبان مردم آنجاست که می گویند: در زمانی که عالی قاپو در حال ساخته شدن بود، کارگری آنجا کار می کرد که وقتی آجر را بالا می انداخت بدون استثناء روی طاق عالی قاپو فرود می آمد. به قدری این مرد پرانرژی و شاداب بود که کنجاکوی دیگران را برانگیخت. پس از پرس و جو به این حقیقت رسیدند که آن کارگر با نشاط، همسر بسیار مهربان و همراهی دارد. شیطان در وجود آنها رخنه کرد و توسط زنان خود، همسر آن مرد را به شوهرش بدبین کردند. زن، دیگر به شوهرش محبت نمی کرد و آن مرد هم روز به روز تحلیل می رفت و این اتفاق در کارش هم خودش را نشان داد. دیگر، با یک بار انداختن آجر به بالا، به طاق عالی قاپو نمی رسید. و هر روز این مرد بیشتر تحلیل رفت و رفت که دیگر توان کار کردن را از دست داد.

اگر این گفته، داستان هم باشد نه تنها به واقعیت نزدیک است، بلکه خود واقعیت است. بارها و بارها در اداره جات، وقتی یک کارمند و یا یک رئیس، روزی، بد اخلاق است، همه می گویند دیشب با زنش دعوایش شده. به واقع نقش همراهی و یا عدم همراهی، محبت و یا بی توجهی به مرد در کانون خانواده، تأثیرش را حتی در رانندگی، کار و برخورد با دیگران، خواهد گذاشت.

به نظر بنده حقیر، نیروی وجودی یک زن به حدی قوی است که اگر به نحو شایسته از آن بهره برداری گردد، منتهی به خیر و سعادت خانواده و جامعه و اگر نادیده گرفته شود و یا اینکه خود، در جهت خلاف اخلاق و دین عمل کند، خانواده و جامعه به قهقرای نابودی و فساد، کشیده خواهد شد.

بنده براین باورم که علت مهم، اساسی و انکارناپذیر در تعالی و ترقی اخلاقی یک جامعه و کشور، زنان آن جامعه هستند. به قول ناپلئون که می گوید: «اگر میخواهید تمدن و فرهنگ کشوری را بشناسید، زنان آنان را بشناسید».

خداوند متعال در وجود جنس ظریف و لطیف و گلبهارگونه زنان، چنان قدرت عظیمی به ودیعه گذاشته است به طوری که زنان بزرگی که از بدو خلقت بشر، تاکنون این گیتی به خود دیده است که اگر نبودند، سرنوشت یک کشور تغییر می کرد و تاریخ آن کشور مسیر دیگر را طی می نمود. به قول امام  خمینی (ره) که می فرمودند: «از دامن زن، مرد به معراج می رود».

هم در تاریخ بشر و هم  در ادیان، نمونه های بزرگی از آنان دیده می شود.

حضرت خدیجه در پشتیبانی تمام و کمال، چه مادی و چه معنوی از رسول اکرم که شاید تا آن زمان باب نبود که یک زن، با مردِ کوچکتر از خود ازدواج کند، یا رسم نبود یک زن تاجر با یک مرد بی بضاعت چون پیامبر، پیوند زناشویی بندد و یا اینکه یک زن برخلاف اعتقادات آباء و اجداد خویش، زندگی مشترک، تشکیل دهد. به عبارتی حضرت خدیجه به عنوان بانوی برتر عالم هستی، خط قرمزهای دورانِ خود را شکست و بی شک نقش او در به تحقق رسیدن رسالت رسول اکرم (ص) و همراهی های فراوان و طاقت فرسا در آن شرایط مشقت بار و به قول امروزی ها تحریم مثلا در شعب ابوطالب و ... از تأثیر بسزایی برخوردار بود. او به عنوان اولین زن مسلمان با وجهه اجتماعی و اقتصادی زمانه خود، بهترین الگو برای پیوستن ثروتمندان جامعه خود به دین محمد (ص) بخصوص زنان آن زمان که در بدترین شرایط تبعیض به سر می بردند کما اینکه در آن زمان زنده به گور کردن دختران جزو رسومات اعراب بدوی بود، نقش مهم و اساسی داشت.

حضرت فاطمه (س) مادر دو عالم، اسطوره و فخر زنان، اسوه گذشت و فداکاری، زنی که مادرِ پدرش بود. با وجودی که مادرش را در خردسالی از دست داد، ولی برای پدرش هم مادری میکرد. فاطمه برای رسول خدا، هم نقش فرزند و هم نقش مادر را داشت. چه بزرگ زنی بود فاطمه.

از نحوه همراهی با همسرش علی (ع) هم که گفته ها بسیار است و تربیت به تمام معنای مادرگونه برای فرزندان علی هم وصف نشدنی است که چه بزرگ مردان تاریخ دین را پرورش داد.

حضرت زینب (س) کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود.

این جمله، خود گویای نقش بلامنازع حضرت زینب در حوادث پس از کربلا می باشد. او زنی بود که مادرش را از دست داد پس با بی مادری بزرگ شد و خود، شد، مادرِ خواهر و برادرهایش. و چه غصه ها از تنهایی پدر و ظلم هایی که بر او وارد میشد، می خورد و دم نمی زد تا فرق پدر، را شکافتند و شهیدش کردند. او که بی مادر بود، بی پدر هم شد. حالا برای خواهر و برادرانش، هم پدر بود و هم مادر. و آنهم، سرنوشتی که بر برادرانش رقم خورد، بر پسران، داماد، شوهر و ...

وای بر من با اینهمه مصیبت بر یک زن

اما با تمامی این ناجوانمردیهای زمان و زمانه خویش، متوقف نگشت و کربلا درکربلا می ماند اگر زینب نبود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

اینها، نمونه های زنان اسطوره ای دین اسلام اند. به الطبع نقش بانو، آسیه زن فرعون در تربیت و رسالت حضرت موسی (ع) و همچنین حضرت مریم در به تحقق رساندن پیامبری حضرت عیسی (ع) هم مثال زدنی است.

و در مقابل هم زنانی داشتیم چون هند جگرخوار. یک زن بی رحم و سنگ دل که همه شما عزیزان داستانش را می دانید.

و باز در مقابل او سمیه، اولین زن مسلمان پس از خدیجه، که چگونه مبارزه کرد و چگونه شکنجه شد و چگونه شهید گشت و به عنوان اولین زن شهید مسلمانِ تاریخ دین ما، شناخته شد و همین گونه زیستن و مبارزه و کشته شدنش، خدا می داند که چه تأثیری بر مردان و زنان آن زمان داشت که از آن زن بزرگ و جسور و مقاوم،  درس استواری و مقاومت در برابر اعتقادات خود بیاموزند و چه بسیار مردمانی که تحت تأثیر این عظمت و پایداری قرار گرفته و به دین محمد پیوستند.

و البته در تاریخ هم نمونه هایی از این دست داشتیم. ناپلئون به عشق یک زن (ژوزفین) اینهمه فتوحات داشت که نیمی از دنیا را به تسخیر خود درآورد و با خیانت همان زن از پای درآمد و سرنوشت فرانسه طور دیگری رقم خورد. همانگونه که ناپلئون به ژوزفین گفت: «ژوزفین، من دنیا را به زانو درآوردم و تو ناپلئون را به زانو درآوردی»، قدرت و عظمت وجود یک زن در چگونگی رقم خوردن سرنوشت یک دین، تمدن، کشور و ... دیده می شود.

مثالی دیگر: یک روز نامه ای از مدرسه توسط ادیسون به مادرس رسید. در آن نوشته شده بود با کمال تأسف کودکتان کودن است و هیچ استعدادی جهت ادامه تحصیل و درس خواندن ندارد!!! مدرسه ما نیز جای ابلهان و کودن ها نیست !!! ولی مادر ادیسون نامه را اینگونه برای ادیسون خواند که: فرزند شما نابغه است و مدرسه ما توان آموزش به فرزند شما را به جهت هوش بسیار ندارد. شما باید شخصا، خودتان به او آموزش دهید!!!

ادیسون در 13 سالگی اولین اختراع خود را به ثبت رساند. مدتی پس از فوت مادر ادیسون، او در جشن تولدش، صندوقچه مادرش را باز کرد و نامه را جلوی همه بیرون آورد و میخواست که به همه ثابت کند که او از کودکی نابغه بوده و اولین کسی که این موضوع را فهمیده، معلمش بوده است. اما با دیدن اصل نامه شروع به گریستن کرد و تازه فهمید که نوشته های معلمش چیز دیگری بوده است. ادیسون در آنجا می فهمد که چگونه مادرش از یک کودک کودن، یک ادیسون نابغه ساخت !!! این افتخار مادر ادیسون است.

بنابراین زنان در موقعیت های متفاوت در جامعه و خانواده می توانند اعجاز کنند البته اگر بخواهند چراکه استعدادهای فراوانی در جهت گوناگون در وجود آنان به ودیعه گذاشته شده است و آنان با این استعدادها پا به جهان هستی می گذارند. که البته نمونه های دیگری که به دلایل طولانی شدن مطلب، از ذکر آنها خودداری می کنم.

و اما در جامعه امروزی:

وقتی یک زن می تواند نامزد ریاست جمهوری قدرتمندترین کشور گردد و با احتمال پیروزی، سکان دار دنیا شود، باز هم در توانایی و ذکاوت زنان باید شک کرد؟

ناگفته نماند، نقش زنان و بانوان ایران زمین، در به پیروزی رساندن انقلاب اسلامی و همچنین در پشت جبهه های دفاع مقدس، وصف ناشدنی و بی نظیر است. مادران و همسرانی که با دل و جان، پسران و شوهران خود را راهی جبهه می کردند و اگر به دلگرمی این زنان بزرگ نبود، معلوم نبود که سرنوشت جنگ و مملکت به کجا می رسید و همچنین زنان رشید شهداء، آزادگان، جانبازان و ایثارگران عزیز و قدرت و تحمل و بردباری و شکیبایی آنان در دنیا، مثال زدنی است، و بخصوص، بخصوص، بخصوص همسران جانبازان مظلوم که چه صبوری ها که نمی کنند و چه زجرهایی که نمی کشند. کمتر کشوری چنین شیر زنان غیور و عاشق را به خود دیده است. و صد البته زنان سرپرست خانواده ها که به هر دلیل، بار سنگین و مسئولیت گران خانواده را بر دوش می کشند، هم نان آورند و هم مادر و هم پدر و ... . هزاران درود بر تمامی دلاور زنان ایران زمین.

توجه خوانندگان محترم را قبل از نگارش ادامه مطلب، به این موضوع جلب می کنم که بنده بیشتر مدافع حقوق مردان هستم تا زنان. چرا که احساس می کنم ظلمی که بر اغلب مردها روا داشته می شود خیلی بیشتر از زنان است. اینکه زنان، نصف مردان دیه دارند و ارث می برند، بحث دیگری است که البته آیه صریح قرآن کریم می باشد و چون در این حوزه که خیلی هم کارشناسی است، اصلا به خود اجازه نمی دهم که وارد شوم. اما برای عرایضم توضیحاتی خواهم داد.

به نظر حقیر، مسئول مستقیم بسیاری از رانت خواری ها، کلاهبرداری ها، فسادها و انحطاط جامعه، فارغ از نقش حکمرانان و دولتمردان، زنان جوامع هستند!!!. چرا؟

نقش زنان در فساد جامعه چیست؟

اگر زنی به هیچ قیمتی و تحت هیچ شرایطی، حاضر به تن فروشی نباشد ولو به قیمت از دست دادن جان خود و حتی فرزندانش، که این البته بزرگترین دلیل حرفه روسپیگری زنان تن فروش است، هیچ مردی به فساد کشیده نمیشود. اگر زنان، خود را مثل عروسک خیمه شب بازی در خیابانها عرضه نکنند، چشم هیچ مردی به هرزگی نمی چرخد و اگر هر زنی پوشش مناسب را باتوجه به فرهنگ و شرعمان داشته باشد، هیچ مردی به لغزش نمی افتد. چراکه خیلی از این موارد کانون خانواده ها را سست می کند و در موارد گوناگونی از هم می پاشد.

ناگفته نماند که مردان بیمار و بالهوس و سست عنصر، جزو مردان پیش گفته نیست که البته همیشه و همه جا استثناء هم وجود دارد که اینهم باید مدنظر قرار گیرد.

فکر میکنم با این توضیح مختصر، تکلیف فحشا در جامعه و نقش زنان در انحطاط آن تقریباً مشخص شد و صلاح هم نیست که بیشتر از این به موضوع پرداخته شود.

و حالا عکس آن، اگر مردی به هر دلیلی از خانه رانده شد، دیگر گزینه انتخابی زودگذر را به راحتی نمی تواند پیدا کند (البته با رعایت موارد فوق توسط زنان جامعه)، لذا پای بند زندگی خود می گردد و همینکه همسرش می بیند، مردش جایی جز خانه خود ندارد، اگر با وجدان و اخلاق و دین دار باشد، با روشهای متعدد و ظریف  گونه ای که میشود با لطائف الحیل از آنها بهره برد، با سیراب کردن مردِ خود از احساس و عاطفه و دیگر نیازهای غریزی وی، نه تنها کانون خانواده به گرمی و روشنی می گراید بلکه روابط بین زناشویی و دیگر اعضاء خانواده زیبا و دلگرم کننده خواهد شد و اما، اگر هم زن بی اخلاق و بی وجدان و بی دین باشد، از این مسئله سوء استفاده می کند و برای بهره کشی بیشتر از شوهر خود، به آزار بیش از پیش مرد می پردازد تا به اهداف خود برسد و اینجاست که مردِ بیچاره مورد ظلم مضاعف قرار می گیرد.

نقش زنان در رانت خواریها چیست؟

در هر زندگی کاملاً مشخص است و البته که باید مشخص باشد که درآمد خانواده از چه محلی و بابت چه کاری بدست می آید. اگر زنی از فضائل اخلاقی و وجدانی کافی برخوردار باشد، حتما این قضیه را جویا میشود و به پیگیری این موضوع تا آخر عمر تداوم می بخشد. و چنانچه دید که مردش از راههای نامعلوم و نامشروع، کسب درآمد می کند، مثل اختلاس های سه هزار میلیاردی جناب خاوری و امثالهم و فیش های نجومی مدیران بانکها و ...، درآمدها و املاک و مستغلات سربه فلک کشیده امثال مرتضوی ها و ... هرگز اجازه نخواهد داد که این پول های حرام به خانواده تزریق گردد و این زن بایستی در مقابل شوهر رانتخوار خود بایستند و مانع آوردن این پولها به خانه گردد. که البته یکی از دلایل سقوط هر جامعه ای، به اعتقاد من، لقمه حرام است که انسان را بی غیرت، بی وجدان و خطاکار می کند.

بله اگر زنان این مردانِ مجرم و خطاکار و دزد، با شوهران خود برخورد جدی می کردند و افراد خانواده و فرزندان را به این واقعیت کثیف آگاه می نمودند، این اتفاقات اسف بار رانتخواری، کوه خواری، آب خواری، کلاهبرداری، قاچاق و ... و ... و ... در کشور رخ نمی داد و یا اینکه به حداقل ممکن می رسید یعنی همان استثناها که قبلاً عرض شد.

و آیا تابحال سراغ دارید که حتی در کشور خودمان، زنان این مردان طماعِ  و نزول خوار و رانت خوار و قاچاقی و ... قبل از رسوایی شوهرانشان، لب به سخن گشایند و خود با دست خود همسرانشان را به دست قانون بسپارند؟!! و یا کدامیک از زنان این مردان خطاکار، پس از رسوایی شوهرانشان در فضاهای مجازی و رسانه ها و جامعه، اقرار کنند که مقصر، آنان بوده اند که توجه لازم به نحوه درآمد شوهرانشان نداشته اند و شاید هیچگاه هم نپرسیده اند که این اموال و سرمایه از کجا و برای چه کاری به دست آمده؟!!!

پس اگر واقعاً زنان جامعه توجهشان به چگونگی درآمد و رزق حلال خانواده باشد، آیا چنین بخور و ببرهایی در جامعه، شکل می گرفت؟!!!

به نظر حقیر، مسئول مستقیم این فسادهای مالی، در بطن قضیه، زنان این مردان فاسد، هستند. چراکه اهمیت نشان دادن به نحوه درآمد و حلال بودندش برای زن یک خانواده، به مرد اجازه کشیدن شدن به چنین رذالت ها و رسوایی ها را نخواهد داد و مانع این جرائم خواهد شد.

و وای بر زنانی که می دانند محل کسب شوهرانشان از کجا هست و سکوت می کنند و وای بر این زنانِ بی توجه و بی دین،  که این حق الناس ها، برگردن آنهاست.

خدایا عاقبت همه ما را ختم به خیر گردان و هیچ وقت ما را به خود وامگذار. آمین یا رب العالمین

والسلام

مریم نامدار

Share this post

Instagram Widget Slider